المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
37
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
وسيلهء ما آباد كنى ، نكردى تقصير ما چيست ؟ ! و از ما ، الحال غير قيمت كفني ، انتفاع ندارى ، و به زن و فرزند خطاب كرد كه : من از براى خاطر شما ، به توهّم باطل و تخيّل عاطل ، كه شما زحمت نكشيد ، رنج به خود گذاشتم و در راحت و تعيّش به خود بستم ، حالا چه كار من مىآئيد ؟ ايشان گفتند : از ما غير از آن كه تو را به مدفن رسانيم به لوازم تكفين و تجهيز تو قيام نمائيم ، كارى بر نمىآيد . غرض ، از هر كدام سؤالها مىكرد و جوابها مىشنيد ، تا به هزار حسرت و ندامت ، شربت مرگ چشيد . حاصل آن كه ، چنان كه طول امل ، موجب زحمت دنيا و ندامت و پشيمانى است . قصر امل ، باعث راحت دنيا و خوشحالى است . و ممكن است كه اسم اشاره ، راجع به موت باشد ، يعنى : هر كه را موت و مردن نصب العين شد ، از زندان دنيا و زحمتهاى آن خلاص شد ، چرا كه منبع كلّ زحمتهاى دنيا ، فراموشى « مردن » است و به خاطر نياوردن موت ، كه هادم اللَّذات است ، چنان كه معلوم است . و سلامة النّفس و الاخلاص في الطَّاعة بالتّوفيق . و نيز مىفرمايد كه : كليد خشوع و خضوع به حضرت بارى تعالى ، در هر فعل خيرى ، سلامت نفس است و اخلاص يعنى : هر كه به توفيق الهى سلامت نفس دارد و فعل و عملش محض از براى خدا است و مشوب به أغراض فاسده نيست ، صاحب خشوع و خضوع است . و اصل ذلك آن يردّ العمر إلى يوم واحد . يعنى : اصل و كليد خشوع و خضوع و منشأ اين دو صفت كمال ، كه منشأ تحصيل ساير كمالات نفسانى است ، ردّ كردن عمر است هر چند طويل باشد به يك روز ، بلكه به يك لحظه . يعنى : اگر خواهى كه نيّت تو در عبادات و كارهاى خير ، خالص باشد و محض از براى خدا باشد ، قياس كن عمر خود را كه يك روز بلكه يك لحظه بيش نيست . چه ، هر چه انقطاع پذير است ، هر چند طويل است ، قصير است و هر چند به حسب ظاهر ، قدرى دارد كه بىقدر و بىاعتبار است . و چنان كه عمر يك روز و يك ساعت هر گاه داند كسى كه عمرش زايد بر او نيست ، خالص از